سيد محمد دامادى

503

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

او نباشد كه آن مرتبه أحديّت ذاتست كه اسماء و صفات در آن مستهلك‌اند آن را جمع الجمع يا حقيقة الحق گويند . [ نص النصوص ص 469 ] خلاصهء كلام آن كه : سالك چون از تفرقه و پراكندگى كه نتيجه‌اش زندقه است ، و حالت جمع كه بقاى در آن به تعطيل مىانجامد رها شود ، به حالت جمع الجمع مىرسد . و آن چنانست كه در هستى جز خداى واحد يكتا را نبيند ، و جز او عامل و مؤثّرى در وجود تصوّر نكند ، و مجرى افعال و احوال او را داند ، و مشيّت او را در همهء وجود مشاهده نمايد . و چنان كه سهروردى گفت جمع الجمع رؤيت ذات است و استهلاك همه هستى و وجود در آن ذات . و اين مرتبه بالاتر از جمع است چه مرتبتى است كه سالك حق را در جميع مخلوقات و موجودات مشاهده مىنمايد كه هر جا به صفتى ظاهر شده است ، و ازين جهت آن را بالاترين و كامل‌ترين مقامات دانند . و از آن به فرق بعد الجمع و فرق ثانى و صحو بعد المحو و نيز به مرتبهء احديّت و جمع الجمع و حقيقت الحقايق تعبير كرده‌اند . حصافت ؛ خرد استوار داشتن ، راى نيكو داشتن ، استوارى عقل ، پختگى راى و عقيده ، خردمندى خطّ أمان ؛ أمان نامه ، مقابل خطّ خون . حافظ گويد : ساقيا عشرتِ امروز به فردا مفكن * يا ز ديوانِ قضا خطِّ أمانى به من آر [ ديوان حافظ ص 168 چاپ قزوينى ] خفض بصر ؛ چشم‌پوشى خنياگرى ؛ خوانندگى ، سرودخوانى ، آواز خوانى درّاج ؛ پرنده‌يى از تيرهء ماكيان جزو راستهء كبك‌ها كه در حدود 40 گونه از